تبلیغات
ناظرحضرت - مطالب روزنوشتهای من

لوگوی سایت


دانلود نرم افزار, یوزرنیم و پسورد نود32 ,فایل آپدیت آفلاین نود32, کلید های کاسپراسکای,آپدیت اویرا,آپدیت مکافی

موضوعات

آخرین ارسالی ها

آپدیت آفلاین نود32 به تاریخ 1392/07/09 بانک ویروس8861
یوزرنیم و پسوردهای جدید نود32 به تاریخ 1392/07/09 یا 2013/10/01
فایل آپدیت آفلاین اویرا به تاریخ 1392/01/15 یا 2013/04/04(همراه آموزش آپدیت)
دانلود آپدیت مکافی به تاریخ 1392/01/15
آپدیت کارت گرافیک
دانلود ESET NOD32 Antivirus & Smart Security 6.0.314.0 Final نسخه 32 و 64 بیتی
دانلود Avira Antivirus Premium / Internet Security 2013 13.0.0.3499 Final نسخه پولی با کرک
کلیدهای جدید کاسپراسکای به تاریخ 1392/01/04
آپدیت آفلاین آنتی ویروس AVG
دانلود آپدیت آفلاین آنتی ویروس آواست AVAST به تاریخ 2013/03/21
فایل آپدیت آفلاین کاسپراسکای به تاریخ 1391/10/23 یا 2013/01/12 ( لینک مستقیم)
کلید فعالسازی ویندوز 8 همه نسخه ها
دانلود نرم افزار پخش تمامی فرمت های مالتی مدیا – KMPlayer v3.4.0.55
دانلود نرم افزار Multi Flash Kit 2.10.30
دانلود مستقیم مروگر گوگل کروم Google Chrome 24.0.1312.1 Dev

نظرسنجی

نظر شما درباره قالب جدید




آمار بازدید

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

امکانات

نوروز1390مبارک(پست ثابت)
نوروز1390
سلام دوستان 
سال 1389  هجری شمسی با تمام خوبی ها و بدی هاش هم به پایان رسید سایت ناظرحضرت دات کام در روزهای آخر سال دچار مشکل شده بود و گاها بالا نمیومد سایت تهران98 ( یاهو98 سابق) هم در هفته آخر سال به دلیل جا به جایی سرور دچار مشکل شده بود که بالاخره همه این مشکلات تموم شد با ما بدون این مشکلات به سال90 پا گذاشتیم درسته به دلیل یه اتفاق خیلی خیلی خیلی بد در ساعات پایانی سال 89 این سال به یکی از بدترین سالهای زندگیم تبدیل شد اما امیدوارم سال جدید به صورتی بگذره که تمام این موضوعات پیش اومده در سال 90 رو فراموش کنم در سال 1389 بازدیدکنندگان لطف بسیار زیادی به بنده داشتن من و با نظرات خودشون شرمنده کردن امیدوارم در سال 90 هم بتونم دوستان رو راضی نگه دارم.در آخر سال خوبی رو با بهترینها برای تک تک دوستان آرزو میکنم.

موضوع : روزنوشتهای من ،
برچسب ها : تبریک سال1390 پایان سال1389 عید نوروز 1390 پیام تبریک نوروز 90 سال1390 
+ نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین 1390 ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط امیر حسین ناظرحضرت | نظرات ()

داستان شنگول و منگول جدید (خنده دار)

سلام دوستان 

امروز داستان شنگول منگول رو گذاشتم البته به صورت مدرنیزشو!! یکی از دوستان برام ایمیل کرده بود داستان کمی طولانی هست اما بسیار بسیار زیبا و خنده دار هست توصیه میکنم شمام حتما چند دقیقه وقت بذارید و بخونید درضمن بعد از خوندنش یادتون نره نظر بدید حتما دوست دارم نظر شما رو هم درباره داستان بدونم.

سالها پیش که الان من دقیقا" یادم نمی یاد چند صد سال پیش بود ، در یک جنگل دور افتاده و در یک کلبه ی دوبلکس زیبا یه خانم بزی با 3 تا بچه هاش زندگی می کردند . بیچاره خانم بزی چند سال قبل شوهرش رو در یک سانحه ی هوایی از دست داده بود و بیوه شده بود . ( شانس آوردیم که بیوه شده وگرنه باید می گفتیم با 30 تا بچه هاش ، خوب به من چه از قدیم گفتن فرزند کمتر زندگیه بهتر ). خانم بزی مجبور بود از کله سحر تا بوق سگ تو جنگل تاریک بچره تا بتونه به بچه هاش غذا بده . آخه اون بنده خدا سرپرست خانواده بود . هیچ کسی رو نداشت که بهش کمک کنه. بنده خدا خانم بزیه فلک زده ، برادر شوهر هم نداشت که خودشو بندازه گردن اون و سر و سامان بگیره . و در نهایت مجبور بود برای گذران زندگی مثل گاو بچره . خانم بزیه قصه ی ما خیلی خوش سلیقه بود ( خونه زندگیش مثل خونه ی ما که نبود ، خیلی شیک بود . همه ی فرشهاش ابریشم بودند با نقش بز کوهی ، مبلها همه استیل ، لوسترها برنز ) اسم بچه هاش به ترتیب سن ، شنگول ( 8 ساله )، منگول (6 ساله ) و حبه انگول ( بی سواد انگول نه انگور 4 ساله ) بودند. ماشاالله چه بچه هایی با ادب ، فهمیده ، متشخص و از همه مهمتر باهوش . شنگول تو مدرسه ی فرزانگان ( استعدادهای درخشان ) درس می خوند . هیچ بزی به پای شنگول نمی رسید . منگول هم پیش دبستانی بود و حبه انگور می رفت مهد کودک غیر انتفاعیه " غنچه های خر ، گاو، الاغ " . این بچه ها تنها عیبی که داشتند این بود که خیلی شیطون بودند . خانم بزی مدام حرص می خورد و می گفت : شنگول ذلیل بمیری الهی ، کم بالا پایین بپر. منگول درد بی درمون بگیری بچه ، آخه چقدر باید بگم از دیوار صاف بالا نرو . حبه انگور یه دقیقه بتمرگ تا ببینم چه خاکی تو سرم می ریزم آخه....... خلاصه همش باید داد می زد . بیچاره بچه ها سرگرمی نداشتند . پلی استیشنشون که سوخته بود ، تا گیم نت هم که 10 کیلومتر راه بود . تازه با ترفندی که مخابرات زده ، دیگه مزاحم تلفنیه فیل همسایه هم نمی تونن بشن . تو یه لحظه خودتو بزار جای اونا ، فکر کن یه بزی یا بهتر بگم یه بزغاله ای تو شرایط اونا . ببین چقدر دلت می گیره !!! ( وای اینطوری شو یه لحظه ! ای ول بابا ، جل الخالق عجب شباهتی ) بگذریم ، خلاصه یه روز صبح خانم بزی به بچه ها گفت : کوچولوهای من ، من امروز باید برم آرایشگاه ، می خوام ابروهامو تتو کنم ، شما ها تو خونه بمونید و دست به چیزی نزنید !! اگه آقا گرگه هم در زد ، مبادا درو براش باز کنیدا بچه ها گفتند : چشم......... خانم بزی : دیگه سفارش نکنم ها...... بچه ها : چشم دیگه اه هزار دفعه که نباید بگیم آخه ...... خانم بزی : آفرین چه گل هایی دارم من . خانم بزی لباسشو پوشید و روی ماه بچه هاشو بوسید و رفت . وقتی رفت بچه ها خیلی خوشحال شدند شروع کردن به آتیش سوزوندن ، فوتبال بازی کردن و رقصیدن . تو همین حال و هوا بودند که صدای در اومد زینگ زینگ . شنگول رفت آیفون رو برداشت و گفت کیه ؟ .....گرگ : منم ......شنگول : منم کیه؟ .... گرگ : منم دیگه مادرتون غذا آوردم براتون درو باز کنید....... آوردم براتون درو باز کنید....... شنگول : ولی ما که غذا داریم ...... گرگه : خوب داشته باشید ، اینو می زارین تو فریزر ...... شنگول : آخه مامانمون گفته در رو باز نکنیم تازه دست به چیزیم نزنیم ...... گرگه : عجب بز خریه ، می گم من مامانتونم ..... شنگول : اگه ماما نمونی بگو ببینم چند تا النگو دستته ؟ ..... گرگه : 6 تا.... شنگول : هه هه هه ، تو گرگی همون گرگ بزرگی ، ما خودمون آیفون تصویری داریم تازشم مامان ما که 6 تا النگو دستش نیست . گرگه عصبانی شد و فریاد کشید لعنت بر تکنولوژی و بعد سرشوانداخت پایین و رفت . بچه ها شروع کردند به ریش آقا گرگه خندیدن . شنگول گفت : بیایین کلاغ پر بازی کنیم منگول گفت : نه تو داری پارتی بازی می کنی ، نمی شه که همش کلاغ پر ، من می خوام الاغ پر بازی کنیم . حبه انگور گفت : هر دو تون برید گمشید ، نه کلاغ پر ، نه الاغ پر ، بیایید با هم آواز بخونیم . شنگول و منگول بر و بر به هم نگاه کردند ( انگار تا حالا بز ندیده بودند) و به حبه انگور گفتند : باشه موافقیم. حالا چی بخونیم ؟ شنگول گفت : من می خوام کامران و هومن بشم ، منگول گفت : آخه خره تو که یه نفری ، چه جوری می خوای جای 2 نفر بخونی ؟ مثل من باش که فقط می خوام ابی بشم ، حبه انگور گفت : منم می خوام شهره بشم و هر 3 با هم شروع کردند به مع مع کردن . تو این هاگیر واگیر دیدند از بیرون صدا می یاد :



بالاخره هدر ناظرحضرت تغییر کرد
سلام دوستان 
امشب هدر ( تصویر بزرگ بالا سایت) رو بالاخره تغییر دادم هدری با رنگبندی نزدیک به رنگبندی و طراحی سایت 
امیدوارم دوستان هم این هدر رو بپسندن. خوشحال میشم در قسمت دیدگاه ها نظرتون رو درباره هدر جدید بدونم!
هدر با شعار همیشگی سایت که البته در هدر قبلی رعایت نشده بود طراحی شده
ناظرحضرت برای تمام فصول
خیلی ازتون ممنون میشم اگر ناظرحضرت دات کام رو به دوستان و آشنایان خود در اینترنت و بیرون اینترنت معرفی کنید.با تشکر دوباره از نظرات دلگرم کنندتون.

موضوع : روزنوشتهای من ،
برچسب ها : ناظرحضرت هدر سایت ناظرحضرت ناظرحضرت دات کام هدر جدید هدر جدید با رنگبندی جدید ناظرحضرت 
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389 ساعت 07:57 بعد از ظهر توسط امیر حسین ناظرحضرت | نظرات ()

پاسخ به سوالات تاریخ ارسال پست( همه بخونن)
سلام دوستان 
قرار بود الان یه پست دیگه ای غیر از این پست بذارم اما متاسفانه به دلیل اعتراضات شدید دوستان و به تمسخر گرفتن بنده بر این شدم که جوابیه ای به این دوستان بدم.
تعدادی از دوستان با لحن های مختلف بیان کردن که چرا مثلا پست مربوط به آپدیت آنتی ویروسها یا مربوط به یوزر و پس نود32 الآن ارسال شده اما نظراتش برای تاریخ مثلا یکماه قبل است؟ 
این دوستان بنده رو به تقلب و درضمن یکی از دوستان به جواب ندادن نظرات و پاک کردن نظرات بنده رو محکوم کردن 
که اصلا اینطور نیست همه دوستانی که طی چند سال با ناظرحضرت بودن میدونن اگر کسی نظری بدون کلمات توهین آمیز بده و به عبارتی انتقادی داشته باشه بنده نظرش رو پاک نمیکنم درضمن اگر کسی درخواستی داشته من در اسرع وقت بهش پاسخ میدم که احتمالا به این دوستمون هم پاسخ دادم اما جزوه اون دسته از دوستان بوده که ایمیلش رو اشتباه وارد کرده بوده. به هر حال در پاسخ به این دسته از دوستان دوباره باید بگم 
عزیزان دل برادران یا خواهران بنده این پستهایی که شما ذکر کردید مثلا آپدیت نود32 و کاسپراسکای و مکافی و اویرا یا یوزرنیم نود32 همیشه مطالبشون آپدیت میشه 
یعنی آگر مثلا آدرس صفحه آپدیت نود www.nazerhazrat.com/443 هست همیشه به همین آدرس بوده و خواهد بود یعنی فقط مطلب یا لینک مربوط به آپدیت در صفحه تغییر میکنه ادرس تغییر نمیکنه چون خیلی از دوستان فقط همین آدرس رو در بوکمارک مرورگر خود ثبت کردن و همیشه توقع دارن در همین آدرس آپدیت قرار داده بشه.
پس یقینا" نظرات از اولین بار ارسال پست تا این لحظه خواهند بود همه تاریخ ها ممکن هست نظر ارسال شده باشه. امیدوارم منظور بنده رو متوجه شده باشن.
موفق باشید 
با تشکر نظراتتون. امیرحسین ناظرحضرت

موضوع : روزنوشتهای من ،
برچسب ها :
+ نوشته شده در یکشنبه 18 مهر 1389 ساعت 01:08 بعد از ظهر توسط امیر حسین ناظرحضرت | نظرات ()

ناظرحضرت وارد 6 سالگی شد( تولدش مبارک!)
سلام دوستان 
دیروز تولد ناظرحضرت بود پایگاهی که الآن میبینید 5 سال قبل این شکلی نبود وبلاگی ساده بود که کم کم با تشویق و پیشنهادات شما دوستان پیشرفت کرد و بروزتر شد تا الآن که چند هزار بازدید داره و خدا رو شکر خیلیا از مطالب ناظرحضرت راضی هستن راستشو بخواید من پنج سال قبل که ناظرحضرت رو افتتاح کردم هدفم این بود که مطالب و پستهایی رو بذارم که بازدیدکننده ها دوست داشته باشن و انقدر براشون مفید باشه که یه نظری بدن این جمله رو گفتم چون کاربران ایرانی اگه مطلبی هم براشون جالب باشه کمتر پیش میاد که نظر بدن البته بدتون نیادها!! چون خودمم زمانی همینجوری بودم. نمیدونم کدوم یک از دوستان که اْلآن ناظرحضرت دات کام رو میبینن از بازدیدکننده های چند ساله من هستن اما من خیلی خوشحال میشم اگر دوستان آدرس ناظرحضرت دات کام رو به خاطر بسپارند و تا زمانی که ناظرحضرت دات کام برپاست با من باشن تا تولد ساله دیگه با نظراتشون منو خوشحال کنن.
آخه برای مدیر وب خیلی خوشحال کننده هست که برای مدت زیادی بازدیدکننده ثابت داشته باشه.
میخواستم درباره کلیک روی تبلیغات و حمایت از ناظرحضرت دات کام در این پست بنویسم که منصرف شدم چون فکر میکنم دیگه خیلی بی مزه شده که من هر دفعه میگم اما باز از چند هزار بازدید به اندازه انگشتان یک دست هم کلیک نمیکنن یعنی ماهی 3000 تومن هم نداره شاید آخر سال با این پول بتونم فقط پول دامینم رو بدم نه هیچ چیزه دیگه ای رو!! به هر حال دیگه فکر میکنم نگم بهتر حداقل در این پست نگم بهتره بذاریم جشن تولد به کاربرای ناظرحضرت هم خوش بگذره!! حالا بگذریم. در این چند سال افراد زیادی بودن که چند روز یکبار یا هر روز نظراتی میدادن و از بودنشون و موندنشون منو خوشحال میکردن اما بعضی ها دیگه نظری ندادن نمیدونم هستن یا نه. خوشحال میشم اگه هستن من رو مطلع کنن. من در این پنج سال سعی کردم البته فقط سعی کردم! وبمستر خوبی باشم و پاسخ ها رو در سریع ترین زمان بدم نمیدونم آیا از نظر کاربران ناظرحضرت هم من وبمستر خوبی بودم یا نه؟! امروز نظرسنجی جدیدی راه اندازی کردم که در اون درباره 5 سالی که گذشت سوال میشه خوشحال میشم تمام کاربران حتی تازه واردها هم شرکت کنن.نظر شما برای ادامه راه خیلی مهمه.
ممنون که این متن کسل کننده رو خوندید.
بازم تشکر امیر حسین ناظرحضرت


تعداد کل صفحات:2   1   2